محمد باقر شريعتى سبزوارى
223
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
فردوسى گويد : دو نيزه دو بازو دو مرد دلير * يكى اژدها و يكى نرّه شير ناچار از اين شعرهاى بزمى و رزمى تا كنون هزارها شنيدهايد كه شعرا يك موضوع بزمى را از گل و سبزه و بهار و مى و مطرب و معشوقه يا يك موضوع رزمى را از مردان سلحشور و دلاوران رزمجو و صحنههاى جنگى با دست مشّاطهء خيال آرايش داده و در حجلهء دل به كرسى مهر نشانيده يا در جلگهء هولناك پندارى پيشتازى نمودهاند . و البته مىدانيم كه اين سليقه تنها به شعر و شعرا اختصاص ندارد و در نثر نيز قابل اجراست و همهمان كموبيش همين سليقه را با غريزهء تخيل داشته و همه روزه در مفردات و مركبات معانى با استعاره و تمثيل نمونههايى از وى به وجود مىآوريم . و مىدانيم كه اين كار بيهوده نبوده و در به كار بردن اين سليقه و پيمايش اين راه ، غرض و هدفى داريم و آن ، همانا تهييج احساسات درونى است كه با عمل تشبيه و استعاره به دست مىآيد و در حقيقت ، عمل تشبيه به منزلهء يك معادله است كه در ميان مشبّه و مشبّهٌ به انجام مىگيرد كه با ملاحظهء خواص و اوصاف مشبّهٌ به احساسات درونى بيدار شده و يك سلسله معانى احساسى به سوى مشبّه اضافه نمايد و از اين تمثيل احساسى نتيجهء عملى گرفته شود ؛ مثلًا رخسار ماه را تصور نموده و احساس درونى تازه را به روى احساس مهرآميزى كه نسبت به معشوقه داريم گذاشته و آتش مهر را تيزتر كنيم ، يا اندام مهيب و جرئت و صلابت شير را انديشيده و احساسات تازه را به سيماى خيالى مردمى جنگجو باز نموده و موقعيّت شجاعتش را در دل تحكيم نماييم . و همچنين عمل استعاره به منزلهء نتيجهء معادله و تبديل است كه مشبّهٌ به را به جاى مشبّه گذاشته و نتايج بالا را مستقيماً و بىمقايسه به دست آوريم . براى روشن شدن اين مطالب از پاورقى شهيد مطهرى استفاده مىكنيم . [ تشبيه و استعاره و تمثيل ] تشبيه و استعاره و تمثيل از اصطلاحات مخصوص علماى ادب در فن بلاغت است . در